تبليغاتX
آرامگاه پير آصف

تکرار
به مناسبت در گذشت مرحوم شادوران حسن سلیمانی فرزند باقر روحش شاد و خدایش بیامرزد

هر روز خبری می رسد که امید فرزندی و یا پدری از آمدن بهترین فرد زندگیشان قطع شد و کسی که رفته بود برای خانواده اش لقمه نانی بیاورد برای همیشه بر نگشت در سال های اخیر حوادث زیادی از این قبل داشتیم

تا به کی باید شاهد این ماجرا باشیم ؟؟

درست است که نمی شود جلو تقدیر را گرفت ولی ما نیز در جلو گیری از حوادث مسئولیم دوستان اگر راه کاری را می دانند بیایید کار گروه تولید اقتصادی فعال کنیم و روستایمان را به قطب صنعت و یا تولیدی تبدیل کنیم

منتظر نظریات شما هستم

 

 

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

با سلام خدمت تمامی دوستان وبلاگ نویس . الحمد الله خوشحالم روزی که شروع به وبلاگ نویسی شد عده کمی بودیم الان تعداد وبلاگ های مزاری ها که به اسامی متفاوت است بیش از ۲۰ وبلاگ می باشد و وبلاگهای شهرستان بجستان حدودا مناسب است.
به همین منظور از تمامی دوستان دعوت می شود با توجه به اینکه سند راهبردی جامعه اطلاعاتی کشور در حال تنظیم است (و این حقیر نیز از دعوت شدگان این شورای تدوین سند راهبردی می باشم)
اگر نظر یا پیشنهاد  و انتقادی در این باره دارند اعلام نماییم تا از نظریات شما استفاده شود.


ضمنا حقوق معنوی شما محفوظ است

 

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

با سلام خدمت دوستان
چون انتخابات نزدیک است گفتیم چند عکس دیگه هم بزارم شاید خدا را چه دیدی از مزار هم کسی کاندیدای ریاست جمهوری شد

 

دیدار با ریاست محترم صدا و سیما ایران مهندس ضرغامی و آقای محمدی نیا ریاست صدا و سیمای قم و حاج آقای صادقی مسوول پژوهشهای صدا و سیما ساعت ۳۵/۱۲ دقیقه شب جمعه ۱۱/۲/۸۸

+++++++++++++++++++++++++++++++

 

 دیدار با ریاست محترم مجلس شورای اسلامی دکتر لاریجانی ۲۸/۱/۸۸

 

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

نوشتار که در ذیل می خوانید درد دلی یکی از جوانان غیور روستای مزار است که به ایمیلم ارسال کرده و خواسته بود آن را در وبلاگ قرار دهم :
))بخشی از آنچه نوشته ام برای من خاطره است و تمام شده ولی فکر می کنم بد نیست که درباره اش صحبتی بشود. می خواهم خودم را مثال بزنم تا واضح تر باشد و یک نصیحت به نظر نیاید. می خواستم بگویم که وقتی کوچکتر بودم از مسخره شدن به ستوه آمده بودم. از آنچه به یاد می آورم و از وضعیت امروز و از لقب های بعضا ناجوری که قدیمی هایمان دارندفکر می کنم که مسخره کردن در روستای ما، برای ما و گذشتگانمان یک ویژگی اخلاقی است و برای مردم آن یک رفتار عادی. اگر کسی مخالف حرف من است دلیل بیاورد.
چند سال پیش وقتی کوچکتر بودم آن روز ها از اس ام اس خبری نبود که کسی بخواند و بخندد.  آن موقع خود بچه ها جوک بودند و کلی برای همدیگر خنده دار.   یکی از بخت بد سوژه مسخره شدن می شد و تا جایی که جا داشت( توسط بچه هایی که تفریح و سرگرمی دیگری نداشتند)مسخره می شد و باعث شادی هم دوره ای هایش. هر چند وقت یک بار چند نفر باید نقش دلقک را به عهده می گرفتند تا دوستانشان! از حرف زدن، راه رفتن و... حتی نفس کشیدن این دلقک ها خنده شان بگیرد. بعضی ها از این که این نقش را داشته باشند خودشان هم خنده شان می گرفت ولی آن ها معلوم نبود که به چه می خندیدند.
یادم می آید که یک سال از بخت بد، من بازیگر این نقش شدم. شدم سوژه مسخره گی.  ولی من تحمل چنین کار سنگینی را نداشتم. هر روز که کسی مرا مسخره می کرد فشار روحی و ذهنی زیادی بر من وارد می آمد و اندوهی جایگزین غم و اندوه قبل می شد. با این حال من سعی نکردم که خودم را از این وضعیت خلاص کنم، چون در فکرم جا گرفته بود که این وضعیت کاملا عادی است. بیا بیرون یا مدرسه، مسخره بشو، خودت را به خاطر ضعف های داشته و نداشته ات سرزنش کن، و خداحافظ تا روز بعد.
طی این سال ها من در روستا با چنین رفتاری مواجه نشده ام ولی مطمئنم که آن وضعیت من برای خیلی های دیگر حتی همین الآن صدق می کند. مطمئنم که بچه های دیگری هم هستند که فکر می کنند: تقدیر و سرنوشت است که آن ها باید نقش دلقک بی مزد و مواجب داشته باشند، مثل من.
چند سال پیش متوجه شدم که این وضعیت عادی نیست و به هیچ عنوان عادی نیست. من وارد محیطی جدید شده بودم و با دوستانی همنشین شدم که همه شان از من بزرگتر بودند. هر چه زمان گذشت خبری از مسخره شدن نبود و حتی در این جمع حمایت و صمیمیت، بیشتر جایگزین آن شده بود. من بی نهایت از این دوسانم متشکرم. من از این حالت اعتماد به نفس می گرفتم. متعجب و متحیر می شدم که یعنی من اینقدر ارزش داشته ام که دیگران هم به جای مسخره کردن محبت و صمیمیت و احترام برای من قائل باشند.  کم کم این افکار به ذهنم می آمد که : " این حق من است که مسخره نشوم." .  " این خق من است که اگر کسی مسخره ام بکند از او ناراحت بشوم " ...
و در کمال شگفتی این افکار برای نخستین بار بود که به ذهنم می رسید.    و کم کم باور کردم که من هم یک انسان هستم. با تمام توانایی های بالقوه عظیمی که در وجود یک انسان نهفته است و تمام حقوقی که باید برای یک مخلوق دارای کرامت و احترام قائل بود.
من با نوشتن این مطلب می خواهم به دیگرانی که وضعیتی شبیه من دارند بگویم که زودتر خودشان را باور کنند و این افکار به ذهنشان برسد که آنها هم می توانند آدم های بزرگی باشند. و اگر احیانا وظیفه خنداندن دیگران به عهده آنهاست به ذهنشان خطور کند که "کسی حق ندارد آن ها را مسخره کند"  .امروز هم در مزار خودمان زیادند کسانی که وضعیت این چنینی دارند.  
خود باوری و اعتماد به نفس سرمایه بزرگی برای یک انسان است و حق بدهید که بدون دلیل با مسخره کردن چنین سرمایه با ارزشی را از یک انسان دیگر نگیریم. خنده ای که حاصل مسخره کردن و ناراحتی دیگری است شادی واقعی نیست. حسی است توأم با نفرت و دلخوری. اگر چه شخصی که مسخره بشود در ظاهر حتی بگوید که از این کار ناراحت نیست ولی به احتمال زیاد غم و اندوه و به قول یکی از روحانیون آتشی در دل او روشن می شود که مسلما باعث ناراحتی طرفین است.   من مطمئنم که هیچ کس از تحقیر شدن خوشحال نمی شود((
نوشته از : مجید زیرک آدرس ایمل: 
majidzirak@yahoo.com

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

اصول ساخت حمام ها

همانطوركه مي دانيم انسان اگر يك دفعه از محل گرم به محل سردويا بر عكس وارد شودبه دليل تغييرقابل ملاحظه دماي هواممكن است مريض شودبراي همين موضوع چند اصل مهم در مورد گرمابه هارعايت مي شده يكي از ان اصول ايجاد راهرويي پيچ در پيچ در حد فاصل ورودي حمام ودهليز تا رختكن حمام.
رختكن يا بينه كه محيطي نيمه گرم ونسبتاً خشك بوده بعد از اين فضا نيز مستيماً وارد گرم خانه نمي شدند وفضايي به نام ميان در در اين فاصله بوده است دراين جا يك يا دو سكو جهت انداختن لنگ ووسايل حمام وجود داشته ومعمولاً راه دستشويي ومستراح نيز از همين مياندر بوده است ودر اين راهرومحلي براي سلماني وزدودن موهاي اضافي وجود داشته است بعد از مياندر مستقيما ًوارد گرم خانه مي شدندفضاي داخل گرم خانه به چند سكوومحلي براي كيسه كشيدن وتميز كردن ،خزانه هاتقسيم مي شده است،خزانه در حمامهاي كامل سه عددبوده است كه يكي براي آب گرم ويكي براي آب سردودر وسط آن دو خزانه آب ولرم جاي مي گرفته كه به اين دوخزانه سرد وگرم قلّتين مي گفته اند.
گرم كردن خزانه .اب گرم رابوسيله گلخس يا گلخند وياكانون اتش كه درزيرحمامها بوده است صورت مي گرفتهاست ومواد سوختني ان بته و هيزم بوده است اب در ديگ هاي بزرگ ومقاومي ازهفت جوش يابه عبارتي تركيبي ازروي مس قلع سرب وچيز ديگر ريخته كه در مجموع چيز محكمي بوده است در حمام قديمي روستاي مزار نيز از ديگ هاي روي ومس استفاده مي شده است
حمامها معمولا از سقف نور مي گرفتند اين نور براي تمام فصلها مناسب بوده است عنصري بنام جام خانه اين عمل را انجام مي داده است جنس ان از شيشه بوده وديوار ها نيز از ساروج بوده است البته گاهي ان را با پيه اب كرده وپنبه وچوب نازك بيد مخلوط مي كرده اند .
مراسم بسيار زيبايي ماننده حنا بندان ، عروسي ،ختنه و ديگر مراسم نيز در حمام ها انجام مي گرفته است ازحمامها ي خوب به جاي مانده مي توان به حمام فين كاشان ،گنجعليخان كرمان وحمام وكيل شيراز وحمام خان نام برد

منبع: http://iran-eng.com/showthread.php?t=54744

دوستان این مبحث را آوردیم تا ببینید چگونه بعضی افراد بدون توجه به قدمت حمام مزار آن را تخریب کردند و حمامی که مرجع برای شناخت حمام های قدیمی بود به پارکینگ تبدیل نمودند حمامی که نام آن در کنار حمام فین کاشان بود

هزار افسوس بی فایده

 

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

محرم‏

در روستاى مزار

بسم اللّه الرحمن الرحيم‏
باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است‏
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است‏

پيشگفتار
ياد و نام امام حسين( ع ) بر تارك همه زمانها و مكانها
انسان خلق شد خليفه اللّه و برترين مخلوقات خداوند بر روى زمين و دقيقاً از همان زمان در كنار تمام نيازهاى حياتى ومادى خويش انسان دريافت كه معبودى مى‏خواهد و معشوقى كه او را پرستش نمايد و سر بر آستان عبوديتش بسايداين نياز فطرى هر گاه كه انسانها به پيام آوران زمان خويش ايمان آورده و به وحدانيت اللّه معطرف شدند باعث هدايت و سعادت اقوام و قبايل مؤمن شد و

هر گاه كه غرق در ماديات و تجملات گرديدند آنان را به وادى توته پرستى و بت پرستى و سر انجام غفلت و نيستى و نابودى سوق داد انسانها در تمام طول تاريخ براى انجام مراسم دينى خود مكانهاى رفاهى راايجاد مى‏كردند ودر هر دوره از تاريخ طى مراسم خاصى آيين‏هاى مذهبى رابجا مى‏آوردند مكانهايى همانند: دير، صومعه، آتشكده، كليسا، مسجد و سر انجام حسينيه كه در دوره صفوى به عنوان عنصرى جديد به مراكز مذهبى و دينى جوامع مسلمان و شيعه اضافه شد
امروزه در هرگوشه‏اى از جهان كه شيعيان زندگى مى‏كنند در كنار مسجد حسينيه‏اى را مى‏توان ديد، اهميت موضوع وقتى مشخص مى‏شود كه يك غير مسلمان، يك مسيحى، يهودى، هندو وغيره در دور افتاده‏ترين شهرها و روستاها در هر گوشه از جهان مردمى و در حقيقت عاشقانى راببيند، كه چهارده قرن است براى شهادت و مظلوميت امام و معشوق خويش سوگوارند قطعا از خود خواهيد پرسيد كه حسينيه چيست ؟ حسين( ع ) كيست ؟ كربلا كجاست ؟ در محرم سال 61 دركربلا چه گذشت؟ ؟
واقعيت اين است كه پدران و گذشتگان ما هريك به سهم خود و در خور توانشان به اشكال مختلف، در غالب مرثيه، نوشته و مراسم و مناسك مختص ايام ماه محرم كامل‏ترين و ملموس‏ترين پاسخ‏ها رابراى اين سؤالات ارائه داده‏اند وامروز برماست كه ادامه دهنده راه باشيم وبيش ازپيش در راه شناخت ائمه هدى( ع ) و شناساندن ايشان و عوامل و انگيزه‏هاى قيامهاى خونين و مظلومانه‏اى همانند قيام كربلا بكوشيم
و اين تحقيق گوشه‏اى كوچك از مراسم عزادارى و بزرگداشت حماسه كربلا در روستاى مزار - بجستان از شهرستان گناباد مى باشد
و در پايان از تمامى سرورانى كه ما را در اين امر يارى كردند كمال تشكر را دارم، و اميدوارم كه مورد عنايت آقا ابى عبد اللّه الحسين( ع ) قرار گيرند

علي روح الهي تابستان 1378 شمسي


(تكيه بستن)

 محل برگزارى روضه و تعزيه خوانى براى ائمه اطهار( ع ) را تكيه گويند لغت نامه دهخدا: ماده تكيه ص 886
مراسم 
با آغاز ماه عزادارى امام حسين( ع ) عاشقان حسينى، از روز اول حسينيه را براى مراسم آماده مى كنند
اين مراسم در قديم شامل :
 پوشيدن سقف حسينيه با چادرى بزرگ 
 پوشيدن ديوارها با قاليچه هاى كه مردم جهت متبرك شدن مى آورند
 سياه پوش كردن درب وردى و ستون هاى داخلى حسينيه
اما امروزه اين مراسم - چون حسينيه گنجايش عزادران را ندارد - در محل مسجد برگزار مى گردد

***

(علَم بستن )

مراسم 
علَم نشان لشكر است ؛ و علم بستن يعنى: «آماده شدن لشكر براى نبرد و پيروى از دستورات فرمانده»اين لفظ از دو كلمه عبرانى ترجمه شده است، يكى (نسّ) كه بمعنى چوبى است كه بر زير مشعل باشد و ديگرى (دجل) است بمعنى علم يا بيرق مى باشد قاموس كتاب مقدس: ص 618، دهخدا: ماده علم ص 27
لغت نامه دهخدا: ماده علم ص 28 و در عزادارى نيز ادامه دادن راه صاحب علم را گويند
هر علم از سه قسمت تشكيل شده است :
 چوب بلندى باندازه 2 تا 6 متر
2 - طوق آهنى و گاه مسى و نقره‏اى بشكل پنجه دست و يا اشكال ديگر كه در بالاى چوب قرار مى گيرد 
 پارچه‏هايى كه بر سه قسم است:
الف) شلوارى: كه تمام چوب علم را پوشانده است 
ب ) پيراهنى: كه از پارچه‏هاى رنگارنگ و گرانقيمت مى‏باشد كه در زير طوق بسته مى شود
ج ) كمر بند: كه با آن پارچه‏ها را به چوب علم مى بندند
اشعار
زهرا به محشر آيد با حوريان سيه پوش‏
پيراهن حسين را افكنده بر سر دوش 
اى شيعه گر تو را هست عقل بصارت و هوش‏
آل حسين و اصحاب يكدم مكن فراموش‏
در كربلا گذر كن تا كشته‏ها ببينى‏
كز موج خون هر يك هر دم زمين زند جوش 
در خون فتاده اكبر، ببريد از تنش سر
مشكين خطش چه عنبر نو رسته از بنا گوش‏
در حربگاه، قاسم در خاك خون فتاده‏
رنگ شفق نموده از خون هلال ابروش 
كو طاقتى كه گويم حال عروس قاسم‏
كز خون شوهر خويش ماليده روى ابروش‏
اى شيعيان بگرييد بر بى كسيى عباس‏
كز جور تيغ اعداء افتاده دستش از دوش 
شش ماهه طفل بى شير ببريده حلقش از تير
زان زخم تير بيداد لرزيدُ گشت خاموش‏
آه از حسين بر آمد چون ديد طفل خود را
چون جان به بر گرفتش بنهاده رو برويش‏
بردش به سوى خيمه گفتا به شهر بانو
طفلت ز آب كوثر شد اين زمان قدح نوش 
چون ديد شهر بانو مذبوح طفل خود را
زد نعره وبيفتاد زين داغ گشته خاموش 
گشته بخاك صد چاك چون گل فتاده بر خاك‏
آن تن كه داشت دائم خير النساء در آغوش‏
گر ما سيه بپوشيم زين واقعه عجب نيست‏
عيسى به چرخ چهارم نيلى قبا سيه پوش‏
خاموش شو (سليمى) كز شعر گريه خيزد
از كوه ناله بر خواست دلهاى سنگ زد جوش‏


*** 

(ذكر پاى علم )

مراسم 
اين اشعار قبل از شروع مراسم عزادارى عصر، در روزهاى هفتم، هشتم، نهم و دهم محرم، در كنار علم‏ها خوانده مى‏شود، در اين مراسم عزاداران در حالى كه دست خود را به نشان بيعت به علمها گذاشته‏اند به طور دسته جمعى هم خوانى مى‏كنند
اشعار
آبش نمى‏دهند و لب تشنه مى‏كشند در دشت كربلا
اين ظلم را جواب چه روز جزا دهند فرياد از اين عزا
خير النساء شبى به عزادارى حسين در دشت كربلا
آمد به كربلا پى غم خارى حسين فرياد از اين عزا
بوى حسين را زِ زمين بلا شنيد در دشت كربلا
پيراهن از مصيبت فرزند خود دريد فرياد از اين عزا
گفت: اى زمين كربُ‏بلا كو حسين من در دشت كربلا
آن تشنه به دشت بلا نور عين من فرياد از اين عزا
گفتا جواب فاطمه آن خاك پُر زِ شَيْن در دشت كربلا
اى دختر رسول خدا مادر حسين فرياد از اين عزا
آن دم كه نور ديده حسينت زِ زين فتاد در دشت كربلا
زخمش هزار و نهصد و پنجاه بود زياد فرياد از اين عزا
مادر نبود و تا كه بگيرد عزاى او در دشت كربلا
خون گريه مى‏كند به خدا زخمهاى او فرياد از اين عزا
آيا كدام دوستُ تنش را حفاظُ كرد در دشت كربلا
آيا كدام شيعه به نعشش نمازُ كرد فرياد از اين عزا

***


يا ام يا امام يا ام يا امام 
يا امام شهيد يا امام شهيد 
يا امام عزيز يا امام عزيز
يا امام مظلوم يا امام مظلوم 
يا امام بى كس يا امام بى كس 
يا ام مقتول يا ام مقتول‏
يا ام عطشان يا ام عطشان‏

(نوحه خوانى حسن حسين)

مراسم‏
اين نوحه خوانى آخرين مراسم عزادارى در شب هاى هشتم نهم، دهم و يازدهم محرم برگزار مى گردد
مراسم با گفتن (حسن حسين) شروع مى شود، و افراد دائره‏وار در حالى كه دست چپ خود را بر شانه فرد سمت چپ گذاشته و با دست راست سينه مى زنند، و با گفتن «حسن» بسمت راست حركت مى كنند و با گفتن «حسين» به وسط دائره جمع مى شوند، در حالى كه يك نفر در وسط جمعيت بيرقى را مى‏چرخاند 
و چند دور كه زدند، يك نفر اشعارى بنام «چاووشى» مى‏خواند، و با دو مرتبه چاووشى كردند، يكى از مداحان اشعارى بنام «حيدر حيدر» مى خواند و مراسم پايان مى‏يابد
اشعار چاووشى
آه از دمى كه بست سليمان كربلا
بار سفر به سمت بيابان كربلا
مى‏ريخت اشك حسرت مى‏گفت الفراغ‏
ما را زمانه خوانده به مهمان كربلا
بلند بگو و مترس ازاين كلام بابركات‏
كه بر حبيب خدا ختم انبياء صلوات‏

*********

كشتى شكست خورده به طوفان‏كربلا
در خاك و خون فتاده به ميدان كربلا 
گر چشم روزگار بر او فاش مى‏گريست‏
خون مى‏گذشت از ايوان كربلا 
بار الها نشود لال به هنگام ممات‏
هر زبانى كه فرستد به محمد صلوات‏
اشعار 
حسن حسين، حسن حسين 
حسين جان، حسين جان، حسينم‏
حيدر حيدر حيدر
يا ساقى كوثر 
حيدر كنم تا عرصه محشر
حيدر حيدر حيدر 
اى شيعيان سينه زنيد يكسر
حيدر حيدر حيدر 
در ماتم فرزند پيغمبر
حيدر حيدر حيدر 
از خون حنا بر كف نهاده قاسم مضطر
حيدر حيدر حيدر 
در دشت و ميدان بلا تنها على‏اكبر
حيدر حيدر حيدر 
حيدر حيدر حيدر
يا ساقى كوثر 
على على على يا على‏
حسين حسين حسين يا حسين 
اشعار حسن حسين ويژه شام غريبان:
اى زمين كربلا سويت شتابان آمدم‏
بهر قربان آمدم بهر قربان آمدم‏
اى زمين كربلا سويت شتابان آمدم‏
خود نه تنها اى زمين با اين جوانان آمدم 
اى زمين كربلا خود نامدم در اين زمين‏
نامه‏ها بنوشته‏اندى تا اين سان آمدم 
اى زمين كربلا اين اكبرم اين اصغرم‏
اى زمين كربلا عباسُ عونُ جعفرم‏
اين جوانان بنى هاشم به ميدان آمدند
بهر قربان آمدند، بهر قربان آمدند 
اى زمين كربلا اين اصغر شيرين زبان‏
كودك شش ماهه‏ام بالب عطشان آمدم 
اى زمين كربلا قاسم گل باغ حسن‏
بهر يارى حسين با چشم گريان آمدم 
اى زمين كربلا فخر دو عالم زينب است‏
زينبم دراين زمين گيسو پريشان آمدم 
زينبم خواهر بيا تا بر تو گويم زين سفر
گوئيا خواهر دگر عمرم به پايان آمده است 


( صبح رو سياه )


مراسم 
عزاداران حسينى كه شب عاشورا را تا به صبح به نوحه سرائى و سينه زنى مشغولند، يك ساعت به اذان صبح وضو گرفته، و دسته جمعى اشعارى بنام «صبح رو سياه» را مى‏خوانند
اين اشعار خطاب به شب عاشوراى سال 61 ه' ق مى باشد
اشعار 
امشب جهان ز بهر حسين پر عزا بود
فردا فغان و ولوله در كربلا بود 
امشب شب وصيت سلطان كربلاست‏
فردا سكينه از پدر خود جدا بود 
امشب كند حسينِ على، جمله را وداع‏
فردا شهيد خنجر شمر و دغا بود 
امشب شب وداع يتيمان فاطمه‏
فردا ز تيغ كين سر ز بدنها جدا بود 
امشب نكاح حضرت قاسم كند حسين‏
فردا گلو بريده بر مصطفى بود 
امشب همان شب است، كه زينب به ناله گفت‏
فردا بر اهلبيت رسالت چه‏هابود
امشب همان شب است كه مى‏گفت عابدين‏
فردا چه ظلمها كه بر آل عبا بود 
امشب بپاست خيمه سلطان كربلا
فردا جور باد مخالف تبا بود 
امشب مقيم به كربلا گشته جبرئيل‏
فردا فغان كنان ببر كبريا بود 
امشب فغان و ولوله در هفت آسمان‏
فردا فغان وناله خير النساء بود 
خاموش شو (نسيم) كه ترسم ز شعر تو
روى زمين ز اشك ملائك بُكاء بود 
اى صبح رو سياه، به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
اى كاش سرنگون شدى اى چرخ كج مدار
آندم كه شد حسينِ على، تشنه لب شهيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد 
بنگر چها رسيد بر اولاد آن امام‏
از ظلم كوفه و شمر آن سگ پليد 
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد 
كردندُ تشنه لب همه را سر ز تن جدا
آن قوم رو سياه به فرموده يزيد 
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد 
زد چاكُ جامه در بر خود فاطمه زغم‏
وقتى كه شمر راس حسينش زتن بريد 
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد 
اى چرخ دگر گردش تو در اين دهر كى رواست‏
زيرا حسين مى شود از دهر نااميد 
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد 
جبرئيل سر برهنه بيامد به كربلا
آندم كه اين حديث به هر دست او رسيد 
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد 
طوبى خميده گشت قدش، از غم حسين‏
چون اين خبر زخادم فردوس در رسيد 
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
چون سرو ناز پرور زهرا شهيد شد
هفت آسمان گرفت و در آن دم زمين تپيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد 
چون دست آن لعين به گلوى حسين رسيد
روح الامين ز غصه گريبان غم دريد 
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد 
حوران تمام كرده بِبر جامه سياه‏
روزى كه گشت آن واقعه كربلا پديد 
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
عيسى زبام چرخ چهارم عروج كرد
وقتى كه مرغ روح شهيد شد ز تن جدا 
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
آه از دمى كه از فرس افتاد آن جناب‏
آه از دمى كه خنجر كين، شمر در كشيد 
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
بنشت روى سينهِ آن شاه كم سپاه‏
حلقوم ناز پرور او را ز تن بريد 
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
لرزيد عرشُ كرسىُ عالم سياه شد
از ظلم كوفيانُ ستم كارى يزيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
كردند قدسيان همگى چاك جامه را
آندم كه تشنه كام حسين، زهر غم چشيد 
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
خاموش (محتشم) كه دل سنگ آب شد
مرغ هوا و ماهى دريا، كباب شد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد

*********

  (علَم باز كردن)

مراسم 
بعد از ظهر روز عاشورا، به نشان شهادت امام حسين( ع ) و يارانش تمامى علم‏ها باز مى شوند
در اين مراسم، روحانى مجلس، بعد از باز گو كردن واقعه عاشورا و بيان شهادت امام حسين( ع ) اشعار ذيل را در حالى كه تمامى عزادارن در حزن و اندوه و گريه هستند، مى‏خواند
و علَمها را كه در وسط مجلس بحالت ايستاده بودند، بر زمين مى‏اندازند، و لباس‏هاى آنها را بيرون مى آورند
در اين مراسم علم سياهپوش باحترام امام(ع) فقط طوق آن باز مى شود
اشعار 
نه ذو الجناح دگر تاب استقامت داشت‏
نه شاه تشنه لبان بر جدال طاقت داشت 
هوا ز جور مخالف چه قير و گون گرديد
عزيز فاطمه (س) از اسب سرنگون گرديد
بلند مرتبه شاهى ز صدر زين اُفتاد
اگر غلط نكنم عرش بر زمين افتاد

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

 
تهران ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۲۲/۰۵/۸۷‬

فرهنگي. معارف . تقريب مذاهب . آخرين منجي
معاون پژوهشي موسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عج)، گفت: بسترسازي براي نزديك كردن هر چه بيشتر مذاهب و اديان با موضوع مهدويت و تبيين وظايف منتظران در عصر غيبت از دستاوردهاي مهم جشنواره آخرين منجي است.

حجت‌الاسلام علي روح اللهي با اشاره به اينكه دشمنان تمام امكانات سياسي و اقتصادي خود را براي سقوط اسلام از صحنه بين‌الملل به كار گرفته اند، گفت:
بي‌ترديد ما در عصري زندگي مي‌كنيم كه تمام دشمنان براي نابودي اسلام هم پيمان شده اند.

به گزارش ايرنا از روابط عمومي جشنواره آخرين منجي، وي ادامه داد: در چنين عصري مسلمانان بيش از هر عنصر ديگري به وحدت نياز دارند و جامعه اسلامي بيش از هر زماني به همكاري اعضاي اين جامعه نياز دارد.

وي، عدم آشنايي صحيح به مباني اعتقادي و فكري اسلام را از عوامل ايجاد فاصله ميان مذاهب اسلامي دانست و تصريح كرد: اگر فرق اسلامي با مباني اسلام آشنا شوند اعتقاد به مهدويت نه تنها بهترين بلكه منحصر به فردترين راه براي نزديكي ميان مذاهب و اتحاد ميان مسلمانان خواهد بود.

روح اللهي اظهار داشت: در عصر اطلاعات كه استعمارگران توانسته‌اند ايده هاي استعماري، ضدالهي و انساني خود را با تبليغات زرين به باورهاي اجتماعي تبديل كنند، ضرورت برگزاري جشنواره آخرين منجي بيشتر احساس مي شود.

وي افزود: به واسطه اين جشنواره‌ها مي‌توانيم غبار را از چشم‌ها بزداييم و زمينه را براي فرج يگانه منجي عالم بشريت فراهم كنيم.

نخستين جشنواره بين‌المللي آخرين منجي همزمان با نيمه شعبان در سالن همايش‌هاي بين‌المللي صدا و سيما برگزار مي‌شود.

منابع دیگر خبر:

http://www.hayat.ir/?page=showbody_news&row_id=30519

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8705210547

http://maislami.com/index/index.php?option=com_content&task=view&id=9&Itemid=11

http://www.aftab.ir/news/2008/aug/11/c7c1218455878_religion_religion_festival.php

 

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

هندوانه

نحوه استفاده : خوراکی
خواص : هندوانه Watermelon
نام علمی Citrullus vulgaris

گياه شناسي
هندوانه گياهي است يكساله و يك پايه ساقه آن خزنده و پيچك دارد و برگهاي آن پهن با بريدگيهاي عميق مي باشد . گلهاي آن كوچك و زردرنگ است . ميوه آن رگدار يا دراز . پوست آن سبز رنگ و داخل آن قرمز مي باشد . تخمه هندوانه بر حسب انواع مختلف آن ممكن است سياه ، قرمز ، سفيد و يا زرد باشد .
خواص داروئي:
هندوانه از نظر طب قديم ايران سرد و تر است . گرما را برطرف مي كند و بهترين ميوه تابستان است .
1)هندوانه مدر است و به پائين آوردن فشار خون كمك مي كند
2)هندوانه معده را تقويت مي كند
3)پوست سفيد داخل هندوانه براي زخم گلو و دهان بسيار موثر است
4)مغز تخمه هندوانه كرم هاي معده و روده را از بين مي برد
5)هندوانه براي ورم مثانه مفيد است
6)هندوانه بدن را تازه شاداب مي كند
7)هندوانه براي اشخاص گرم مزاج بسيار خوب است
8)آب هندوانه مخلوط با سكنجبين علاج كننده يرقان و دفع كننده سنگ كليه است
9)براي خنك كردن بدن در روزهاي گرم تابستان هندوانه را با شكر بخوريد
10)براي برطرف كردن تب و اخلاط بدن هندوانه را با شير خشت بخوريد
11)براي رفع خارش بدن هندوانه را با تمبر هندي بخوريد
12)هندوانه را بايد هميشه بين دو غذا خورد يعني تقريبا سه ساعت بعد از غذا و يكساعت قبل از غذا . زيرا اگر بلافاصله بعد از غذا خورده شود در هضم غذا اختلال ايجاد مي كند همچنين نبايد آنرا با ميوه هاي ديگر مخلوط كرد زيرا توليد نفخ شكم مي كند

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

شلغم گياهي است با برگهاي ناصاف و بريدگيهاي زياد به رنگ سبز و سفيد . ريشه آن غده اي و به شكل هاي گرد و يا دراز به رنگ سفيد با لكه هاي بنفش مي باشد .

ميوه شلغم مانند غلافي بايرك و دراز است كه در آن چند دانه سياه وجود دارد . شلغم در هواي سرد بسيار خوب رشد مي كند و شايد علت آن باشد كه براي درمان بيماريهايي كه در فصل سرما زياد است و بيماريهاي تنفسي بكار مي رود .

تركيبات شيميايي:

آب                                  91 گرم

پروتئين                            1 گرم

مواد چربي                       0/2 گرم

مواد نشاسته اي               6/6 گرم

كلسيم                           40 ميلي گرم

فسفر                            30 ميلي گرم

آهن                              0/5 ميلي گرم

سديم                          50 ميلي گرم

پتاسيم                         270 ميلي گرم

ويتامين ب 1                  0/04 ميلي گرم

ويتامين ب 2                 0/07 ميلي گرم

ويتامين ب 3                 0/6 ميلي گرم

ويتامني ث                   40 ميلي گرم

خواص داروئي:

شلغم از نظر طب قديم ايران گرم و تر است

خواص شلغم آنقدر زياد است كه مي توان گفت اين گياه براي هر دردي درمان است و اگر مردم مي دانستند كه اين گياه چقدر فايده درد تمام باغچه هاي خانه خود را شلغم ميكاشتند و هر روزه از آن استفاده مي كردند .

1)شلغم مقوي است

2)شلغم اشتها آور است

3)شلغم ضعف جنسي را درمان كرده و اسپرم را زياد مي كند

4)شلغم سرفه را تسكين مي دهد

5)ترشي شلغم بهترين نوع ترشي است زيرا مقوي معده و روده ها و اشتها آور است

6)آب شلغم قند خون را پائين مي آورد

7)تخم شلغم را اگر سرخ كرده و بخوريد براي ضعف جنسي موثر است

8)اگر گلو درد دريد آ ب پخته شلغم را قرقره كنيد

9)خوردن آب شلغم درمان كننده جوش صورت است

10)آنهايي كه حافظه ضعيف دارند حتما بايد شربت بخورند زيرا ثابت شده است كه شلغم حافظه را تقويت مي كند

11)شلغم شب كوري را درمان مي كند

12)شلغم بعلت داشتن ويتامين B1 علاج كم خوني است

13)شلغم براي رشد و نمو استخوانها مفيد است بنابراين زنان باردار وش يدره حتما بايد از آن استفاده كنند .

14)زن حامله اي كه در مدت بارداري شلغم خورده باشد بچه اش زودتر رشد كرده ، زودتر حرف مي زند و حتي زودتر راه مي افتد و در مقابل امراض مقاومت بيشتري خواهد  داشت .

15)آنهايي ك غده تيروئيدشان كم ترشح مي كند بايد حتما شلغم بخورند زيرا شلغم بعلت داتشن يد فراوان ترشحات غده تيروئيد را تنظيم مي كند .

16)شلغم مهمترين گياه ضد سرطان است و حتي گسترش سرطان را متوقف مي كند .

17)شلغم درمان بسياري از بيماريهاي پوستي است

18)شلغم پخته بهترين دارو براي برونشيت است

و بالاخره سعي كنيد كه در فصل زمستان براي پيشگيري از سرمخوردگي و بيماريهاي تنفسي اقلا چند بار در هفته شلغم بخوريد شلغم پخته بهترين پبحانه است . بدن را تميز كرده و مواد سمي را ازب دن خارج مي سازد . البته آب شلغم خام خواص بيشتري از شلغم پخته درد بشرطي كه معده شما را ناراحت نكند .

مضرات :

مضرات خاصي براي آن بيان نشده است .

منبع:http://teb.blogfa.com/post-300.aspx

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

هندوانه ابوجهل(حنظل)

این گیاه که میوه آن بسیار تلخ اشت در بیابان های روستا به وفور  یافت میشود بخصوص در مناطق کویری آن .
هندوانه ابوجهل مسلما خوردنی نیست ، یعنی نه تنها از طعم تلخ و بویی بسیار تند برخوردار است ، بلکه به علت وجود OLEOدر آن که نوعی هیستامین است ، می تواند موجبات افزایش بیش از حد فشار و قند خون و بروز سکته را در فرد فراهم کند.
سمیه کاظمی با اشاره به تحقیقات گروه پژوهشی پیک (
Paik) بر اثرات درمانی این هندوانه می گوید: در این هندوانه هیستامین به مقدار زیادی وجود دارد که می تواند از طریق پوست (به صورت موضعی) جذب و محرکی برای ترشح انسولین در بدن محسوب شود که مسلما استفاده آن از سوی افراد مبتلا به دیابت ، به صورت پماد یا حتی به شکل بومی یعنی به صورت رنده شده و مخلوط با آب ، به افزایش تولید انسولین در بدن منجر شود و حتی بررسی های انجام شده از درمان دیابت در افراد بومی منطقه به دنبال مصرف روزانه معجون فوق به مدت 6ماه تا یک سال خبر می دهد.
وی در مقایسه مزیتهای این نوع درمان گیاهی نسبت به درمان شیمیایی دیابت ، می افزاید: در حال حاضر به افراد دیابتی داروهایی چون انسولین ، گولار و
NPHحداقل 3نوبت در روز تزریق می شود که البته این داروها محرک تولید انسولین در بدن نیستند، در حالی که در طرح ارائه شده ما، داروی گیاهی ، محرکی برای ترشح انسولین در بدن محسوب  می شود.


 

 

 

 

 

 

 

 

نحوه استفاده : روغن و میوه آن مصرف خوراکی دارد اما بسیار تلخ میباشند.
خواص : روغنش برای کرم خوردگی دندان مفید است وهمراه با سرکه برای درد دهان و خونی که از دندان میآید و ضربان و قرمزی دهان سودمند است.

 

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

 خاکشیر

كليات گياه شناسي

خاكشير گياهي است علفي يكساله يا دو ساله كه ارتفاع ساقه آن تا يك متر نيز مي رسد . پائين گياه كرك دراست در حاليكه بالاي آن بدون كرك مي باشد .
تخم اين گياه كه همان خاكشير است ريز و كمي دراز و معمولا به دو رنگ وجود دارد يكي از آنها قرمز كه داراي طعم كمي تلخ است و ديگري برنگ قرمز تيره مي باشد .

 

تركيبات شيميايي:
خاكشير داراي تعدادي اسيد چرب مانند اسيد لينوئيك ،‌اسيد لينولنيك ، اسيد اولئيك ،‌اسيد پالمتيك و اسيد استئاريك مي باشد . ضمنا در خاكشير اسانس روغن فراري وجود دارد كه داراي مواد بنزيل و ايزوسيانات است

خواص داروئي:

 خاكشير از نظر طب قديم ايران گرم و تر است .
1) التيام دهنده زخم و جراحات است .
2) جوشانده خاكشير براي رفع اسهال هاي ساده و رفع ترشحات زنانگي مفيد است .
3) خاكشير ادرار آور است .
4) خاكشير تب بر است .
5) براي دفع كرم مفيد است .
6) التهاب كليه را برطرف مي كند.
7) سرخك و مخملك را دوا مي كند .
8) خاكشير صدا را باز مي كند .
9) براي از بين بردن كهير و التهابات پوستي از خاكشير استفاده كنيد .
10) از گلها و برگهاي گياه مي توان براي رفع بيماري ناشي از كمبود ويتامين C استفاده كرد .
11) سنگ كليه را دفع مي كند.
12)براي دفع سنگ كليه مي توان خارشتر ،‌خاكشير و ترنجبين را با هم مخلوط كرده وصبح ناشتا خورد .

13)براي برطرف كردن جوشهاي صورت كه بعلت خوردن چربي و شيريني زياد ايجاد مي شود بايد جوشانده يك قاشق ترنجبين را با دو قاشق غذاخوري خاكشير مخلوط كرده و هر روز صبح ناشتا بمدت دو هفته آنرا ميل ميل كنيد تا جوشها از بين برود.

 

 **********

 

 شوید

شِوید یا شِوِد یا شود  (نام علمی: Anethum graveolens) گیاهی است یکساله یا دوساله که گاهی ارتفاع آن به یک متر نیز میرسد. ریشه آن راست و مخروطی شکل و سفید است. این گیاه بومی جنوب غربی و آسیا و آسیای میانه است و امروزه در اکثر نقاط دنیا منجمله قسمت‌های جنوب اروپا، ایران، ‌مصر، ‌امریکا و چین پرورش داده می‌شود.

میوه شوید بیضوی، ‌مسطح وبه طول 4 میلیمتر و عرض 3 میلیمتر است. رنگ آن قهوه‌ای روشن و در سطح آن برجستگیهایی برنگ زرد و در کناره‌های آن لبه بال مانندی به رنگ زرد روشن دیده می‌شود
تخم شوید آثار درمانی زیادی دارد منجمله به‌عنوان ضد تشنج ،‌ضد درد، نفخ شکم، ادرار آور و برای تقویت معده بکار می‌رود.
برای کسانیکه اشتهای زیادی به غذا ندارند و لاغر هستند تخم شوید بهترین دارو است زیرا اشتها را زیاد کرده معده را تقویت می‌کند و انرژی به بدن می‌‌دهد. تخم شوید را می‌توان برای ناراحتی معده، بی خوابی و ضد گاز معده بکار برد. خانمهای شیر ده که شیر آنها کم است باید حتما روزی چند بار دم کرده تخم شوید بخورند و یا در غذای خود مصرف کنند که بطور معجزه آسائی شیر آنها زیاد خواهد شد.
طب گیاهی ایران خواص زیادی را برای شوید قائل است مثلاً در مورد درد شدید و ورم معده از دم کرده شوید استفاده می‌‌کردند که اثر تسکین فوری دارد.
از شوید برای دل درد در حیوانات نیز استفاده می‌شود ودام داران قدیم بخوبی به این موضوع واقف بودند. مثلاً برای گوسفند و بز کافی است که مقدار 30 گرم تخم شوید به آنها داد که نفخ و دل درد را ساکت کنند.
در مورد بیمارانی که مبتلا به استفراغ شدید هستند و هیچ غذایی حتی آب را نمی‌توانند در معده خود نگاهدارند بهترین درمان شوید است. این نوع بیماران باید دم کرده شوید را آهسته آهسته بنوشند.
در چین، حتی شوید را برای کمردردهایی که بعلت انقباض عضلانی باشد بکار می‌برند.
یک نسخه قدیمی چینی برای باد فتق نیز از تخم شوید استفاده می‌کنند

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

انغوزه:

خواص انغوزه(انجدان) كه خارجي ها به ان مي گويند: Heracleum.faetide
گياهي است به ارتفاع دو تا5/2متر داراي ريشه زخيم ومحتوي شيره شيري رنگ با بوي قوي ساقه ان ضخيم واستوانه اي وگلهاي ان زرد رنگ است براي به دست اوردن انغوزه كه صمغ اين گياه است گياه را از حد فاصل ريشه وساقه قطع ميكنند شيره اي كه از محل قطع خارج مي شود شيره انغوزه مي گويند كه مصرف پزشك  ودرماني دارد.

 اين گياه در خراسان به اسامي :خوراكما_انگوزاكما_كورن كما ناميده مي شود.

گياه انغوزه دو نوع بوده كه يك نوع ان خوشبو ونوعي ديگر بد بو مي باشد ونوع بد بوي ان در ايران پرورش  مي يابد ومصرف درماني دارد.

صمغي كه از اين گياه به دست مي ايد احمقي را زايل وذهن را نيكو و حافظه را بسيار مي كند بوي دهان را برطرف مي كند و داخل انرا ضدعفوني كرده  و قدرت هاضمه را زيادودستگاه گوارش را تقويت ورطوبت بلغمي را نقصان داده وشير مادران شيرده را بسيار و قواي جنسي را تقويت نموده وچون رطوبات اطراف معده را جذب مي نمايد معده را قدري خشن مي سازد كه اين عمل براي افراديكه رخاء معده دارند نيكو بود.

مقدار خوراك ان نيم مثقال يا5/2گرم است كه در اب گرم حل  ميل مي نمايند. طبيعت انغوزه  گرم وخشك است.

چنا نچه زني پس از عادت ماهانه مدت  يك هفته روزي نيم مثقال ار صمغ انغوزه ميل نمايد از باردار شدن ان بطور موقت وگاهي دايم جلو گيري مي كند.

غربي ها اين صمغ را تصفيه وبوي انرا از بين مي برند اما اين عمل مقداري از خواص انرا زايل ساخته و اثر در ماني انرا نقصان مي دهد افراديكه زخم معده دارند در خوردن اين صمغ مجاز نيستند مگر به دستور پزشك ومقدار كمتري.

 

زیره سیاه

زیره سیاه ایرانی (کرمانی) گیاهی است چند ساله با ارتفاع تقریبا 6۰ سانتی متر، 14=2n، دارای ریشه غده ای سیاه رنگ، ساقه تو خالی، برگ های سبز رنگ با بریدگی بسیار که به صورت نوار نخ مانندی در آمده اند. معمولا برگ های پایین شامل دو بار تقسیمات شانه ای عمیق دارای دمبرگ و برگهای بالایی بدون دمبرگ و دارای قطعات سیخک مانند می باشند. گلها به رنگ سفید یا کرم رنگ که در انتهای ساقه های اصلی و فرعی به صورت چتر مرکب ظاهر می شوند. گرده افشانی اش توسط حشرات صورت می گیرد. میوه اش به شکل فندقه دو قسمتی است.
جنس
Bunium دارای 14 گونه می باشد که B.persicum فراوان ترین گونه می باشد. در کاوش های باستانی در شهر سوخته زابل مشخص شده است که مردم آن در پنج هزار سال پیش زیره سیاه را می شناختند.

نیاز های اکولوژیکی و پراکنش
در مناطق کوهستانی و مرتفع (ارتفاع 1710 تا 3500متری) می روید. طالب مکان های سایه آفتاب است و بیشتر در زیر سایه گیاهان و در شیب های تند و کمتر آفتاب گیر مشاهده می شود. خاک های سبک شنی تا شنی لومی را می پسندد. و بیشتر در خاک هایی با
PH اسیدی تا خنثی (4.5 تا 8.3) دیده می شود. اکثر رویشگاههای زیره دارای بارندگی سالیانه بیشتر از 300 میلی متر هستند و مقدار ماده آلی در این مناطق بین 1.5تا 2.2 درصد است. این گیاه به طور وحشی در استان سمنان (کوه زر دامغان)، استان قزوین (کوه الموت)، استان هرمزگان (کوه گنو بندر عباس)، استان های خراسان رضوی،شمالی و جنوبی (بابا امان بجنورد، کوه هزار مسجد، اخلمد، کاشمر، بجستان، جنگل خواجه کلات و فریزی چناران)، استان یزد (کوه لا خسه مهریز )، استان فارس (کوه تودج استهبان)، استان مرکزی (سیاه کوه) و استان کرمان (سیرچ، جوپار، جوشان، جبال بارز، کوه زیرو و ...) دیده می شود. از نظر پراکنش در سطح جهان در شمال آفریقا، جنوب شرقی اروپا، روسیه، قفقاز، افغانستان، هندوستان و دامنه های کم ارتفاع هیمالیا دیده می شود. در اکثر مناطق در کنار گیاهانی مانند بادام، گون و بنه مشاهده می شود. جالب است بدانیم که سالانه 10 تا 25 تن زیره سیاه از حدود صد هزار هکتار مناطق زیره خیز استان کرمان بر داشت می شود.

فرآوری
اسانس زیره به وسیله تقطیر با آب حاصل میگردد. بذرهای زیره سیاه حاوی 3.5 تا 9درصد اسانس هستند. عمده ترین ترکیبات تشکیل دهنده اسانس زیره سیاه عبارتند از پ-سیمن، کومین آلدهید، گاماترپینن، آلفاپینن، بتاپینن، آلفا ترپینن و لیمونن.

خواص درمانی
اشتها آور، مدر، ضد نفخ، مقوی معده، افزاینده شیر مادران و در صنایع غذایی به عنوان چاشنی و طعم دهنده غذاها و نوشیدنی ها کاربرد دارد.

 

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

با سلام :
استفاده از گیاهان دارویی به منظور درمان با تاریخ زندگی انسان هم زمان بوده است. انسان در تمام دوران تاریخی چاره ای جز توسل به گیاهان نداشت. اگر چه در نیم قرن گذشته استفاده از داروهای شیمیایی و سنتزی به شدت رواج یافت ولی به سرعت آثار زیان بار آنها بر زندگی آنها سبب گرایش مجدد به گیاهان دارویی گردید، و این نکته که توسل به گیاهان دارویی همواره در طول تاریخ یکی از روشهای موثر درمان بوده است، به خوبی روشن است
هدف از این بحث استفاده یا عدم استفاده از گیاهان دارویی نیست زیرا خارج از تخصص من می باشد بلکه هدف معرفی گیاهان دارویی است که در منطقه روستای مزار یافت می شود

پونه:گياهي است جهت زياد شدن اشتها و به فراواني وجود دارد و عرق ان بسيار مفيد است.

كلپوره:گياه معطر و مرغوب و درجه يك ان در كوير به خصوص گناباد وقاين و كاشمر یافت می شود و عرق ان جهت مسموميت ودردهاي معده و يبوست بسياربسيار مفيد است.

نعنا:مفيد جهت گرما زدگي به خصوص در فصل تابستان بسيار مفيد مي باشد.عرق ان بسيار مفيد است.

اويشن:اويشن«كوهي/باغي/شيرازي/طبيعي»هركدام جهت ارامش اعصاب مفيد است.

ا

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

چنارو  (چناران)

 شاعر: علیرضا  

منبع : http://chenaro.parsiblog.com/468252.htm

 

چناران است همان گوهر زیبا                  که هر رهگذری را میکند رسوا و شیدا

چنان سرمست میگردد در آن دل             غم دنیا برون میگردد از دل

چنان سر سبز کاندر آن قناری                  کند چهچه در آن هر روز کاری

شود انسان در آن سرمست و شادان       گهی جفتک زند گه میشود خان

شرشر آبش همانند آبشار است              کلاس درس من امروز باز است

سر درس و کلاس آنالیزم                        نمی آید شعری از درونم

بگذرم از درس عشق است شعرمان را      که هیچ نبود در آن جز حرف دلها

خنده ها کنند امروز دوستان بر شعر من     ندانند که روزی شود شعر یادی به من

 

========

چناران یا همان چنارو چشمه ای زیبا و منطقه ای گردش گری در دامنه گرگو (گرد کوه) روستای مزار بجستان است

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

بسم الله الرحمن الرحيم

 

اي قله استوار گُرگُو

 

شاعر : مهدي ضيايي

منبع: ويژه نامه روزنامه قدس آذر ماه 86

 

اي قله استوار ، گُرگُو

اي شاخصه مزار گُرگُو

 

ايستاده ميان اين ولايت

با هيبت شاهوار ، گُرگُو

 

بر صفحه ي روزگار هستي

بي شبهه تو شاهكار ، گُرگُو

 

در رنگ و شمايلي دماوند

از زاويه ي مزار ، گُرگُو

 

پايين تنه گرم و آفتابي

بالا تنه برف بار ، گُرگُو

 

بودست نه در زمانه اي دور

در تو همه گون شكار ، گُرگُو

 

اي  ديده هزار گونه مردم

پير همه روزگار ، گُرگُو

 

از نسل نخست خلقتي تو

تا حال به يادگار ، گُرگُو

 

از توست هر آنچه هست اينجا

ژرف و خوشي بهار ، گُرگُو

 

هر فصل به گونه اي دگُرگُون

زيبايي و نو نوار ، گُرگُو

 

اي خال رخ زمين كه هستي

با جذبه ي بي شمار ، گُرگُو

 

كوهي است به بند باغ مشهور

بر پاي گپت سوار ، گُرگُو

 

از لطف گرفته اي پدروار

آن كوه تو در كنار ، گُرگُو

 

با هيبت و با صلابتي تو

چون رستم كارزار ، گُرگُو

 

پيرامن توست چشمه چشمه

چون چشمه ي چشم يار ، گُرگُو

 

تو طور مقدسي و در توست

در جلوه رخ نگار ، گُرگُو

 

تو معني بودني در اينجا

تاريخي و راز دار ، گُرگُو

 

تو روح گذشت قرن هايي

اي پير سخن گزار ، گُرگُو

 

پا برده به خاك و سر بر افلاك

اي دولت ماندگار ، گُرگُو

 

در وصف تو گشت شعر «صادق»

چون حله ي  زرنگار ، گُرگُو

 

مانا و سترگ باشي اي كوه

ديّار در اين ديار ، گُرگُو 

 

==================

گرگو = نام قله بلند رشته کوه  روستای مزار است که به گرد کوه و گرگو شهرت دارد و در مواردی به کوه بند باغ (کمر بند باغ) که قلعه دختر نیز در بالای آن است اشتباها اطلاق می گردد .

                                           لغت نامه دهخدا  ِ ماده مزار  (با کمی تغییرات)

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

همايش"اعتصام به‌قرآن و عترت رمز انسجام و وحدت" در گناباد برگزار شد
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

نوروز در مزار

مسجد مزار


 در دامنه تپه اي طبيعي در هشت کيلومتري بجستان و به فاصله سه کيلومتري روستاي مزار اثر با ارزشي واقع است که در دل تپه حفر شده و احتمالاً با قلعه دختر مزار در ارتباط است زيرا قلعه مزبور بر فراز اين عارضه ساخته شده و به عنوان سردابه و پناهگاه مي توانست براي ساکنين آن مورد استفاده قرار گيرد. به احتمال بسيار اين اثر در دوران اسلامي به عنوان زاويه و صومعه نيز بکار رفته است. امروزه اين مکان با انجام تغييراتي در فضاي داخلي به عنوان مسجد زمستاني اهالي مورد استفاده قرار گرفته که در مجاور آن مسجد کنوني مزار واقع است. فضاي داخلي اين محل همانند ديگر دخمه ها و پناهگاه ها در ميان خاک هاي فشرده تپه حفر شده و شامل تعدادي چهار ضلعي مستحکم با اتاق ها و فضاهاي وسيع است.

 

MAZAR MOSQUE


 In the foot of a natural hill, 8 kilometers away from Bajistan, and 3 kilometers away from Mazar village, there is a valuable building located in the heart of the hill and is probably reached to Mazar Dokhtar Castle, for this castle is built upon that building and could have been used as a refuge and cellar for its residents. Most probably this building was used also as a monastery in Islamic periods.

 

      photo  :  Mansur Mahdizade      

 

 

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

استمرار انقلاب در گرو عمل به وظيفه يك منتظر واقعي است
 
 

  
.
ادامه مطلب را مطالعه نمایید

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

اسم قسمت های مختلف گُرگُه  (گرد کوه) روستای مزار

 

۱.گدار غُل َنیچَه

۲.پی پشتی

۳.گدار پی پشتی

۴.غاش دماغه

۵.گدار رودُه

۶.سرتخت رودُه

۷.زو سیه دره

۸.تگ خرسنگستو(غاش تاریک- گردنه سگوله-کش نیمه-سر رزای سیاه سرگرد گوه)

۹.سنگو رودُه

۱۰.کال سیه

۱۱.غاش پی گُرگُه

۱۲سگوله ته

۱۳.سگوله بالا

۱۴.چشمه سگوله

۱۵.تک کلسیتو

منبع : وبلاگ گروه کرکس های سیاه   http://www.germesh.blogfa.com

 

 

 

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

لغات محلي

  منگال : داس

 

  ناتراش :  بي ادب

 

  دستكاله : داس كوچك 

 

   گرونه نخ : كلا ف نخ

 

   شگردانه : مژدگاني

 

   دِنگار : نگاه كن

 

   وادي :پيدا

 

   استونگ در : آستانه در

 

  داهُل: مترسك

 

 =============

http://mazaar.blogfa.com     : منبع 

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

به نام افردیگار هستی
با توجه به اینکه اکثر دوستان وبلاگ های در باره مزار افتتاح کرده و الحمد الله بروز هستند و اخرین اخبار را در باره مزار می اورند بر آن شدیم تا وبلاگ مان را به اخبار  اختصاص ندهیم
و مباحث (فرهنگ مردم ) را آغاز می کنیم
اولین مرحله گویش های محلی است . بدون ترديد از جمع آوري گويش هاي محلي فوايد بي شماري عايد مي گردد روشن شدن بنياد واژه ها و چگونگي تطور لفطي  و معنوي موجب مي شود كه ذخيره گرانبهايي از لغات و اصطلاحات مربوط به شئون گوناگون زندگي فراهم آيد، ما در اين نوشتار سعي كرديم گويش هاي محلي روستاي مزار را جمع آوري نموده و بعد از دسته بندي آنها در اينجا ذكر كنيم و از تمام خوانندگان در خواست مي گردد اگر با واژه جديدي برخوردند و يا به اشتباهي در مطالب مواجه شدن ما را  راهنمايي نمايد

 الف ) واژه هاي كه براي بيان صداهاي مختلف به كار مي رود

اين  واژه ها در اكثر موارد با اضافه شدن دو حرف ساكن سين و تاء  (سْتْ) مي آيد:

          1 –  تُلُپّسْتْ   = صداي افتادن سنگ به آب

          2 – جِرقَّسْتْْ   = صداي شكستن ساخه درخت يا چوب خشك

          3 – خِشّسْتْ  = صداي كه از كشيدن چيزي بر روي زمين بر آيد

          4 – شَرِقِّسْتْ  = صداي زدن سيلي و مانند آن

          5 – قِنْگَسْتْ    =  صداي رها شدن ناگهاني تير

          6 – گُرَّسْتْ     = صداي بخاري و شعله ناگهاني آتش

          7 – وَقَّسْتْ     = صداي ناگهاني سگ

          8 – شُلُپََّسْتْ  = صداي بلند و ناگهاني افتادن چيزي در آب

          9 – كُپَّسْتْ     =  صداي فرو افتادن كلوخ و مانند آن

          10 – هُك هُك  = صداي گريه اي كه در گلو پيچيده است

          11 – عَرَّسْتْ  =  صداي بلند الاغ و به گريه ناگهاني با حالت تمسخر نيز گويند

          12 – فِشَّسْتْ = صداي مار و يا بيرون آمدن آب بيني

          13 - شُرَّست = صدای آب که ناگهانی ریخته شود(*)

           ۱۴ - تِرّست   =  صداي خروج ناگهانی گاز از مخزن و همچنین صدای موتورهای ایژ قدیمی

 

-----------------------------------------------

(*) موارد ۱۳ و ۱۴ توسط دوست عزیزمان آقای رضا پردل ارسال شده است

ادامه دارد

 

 

 

 

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

اعتقاد به مهدويت منحصرترين راه براي تقريب مذاهب و اتحاد مسلمانان است

 
 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

صدور توقیع از حضرت حجت یکی از دلایل اثبات وجود آن بزرگوار است
 
 

   
.

مهدویت: معاون موسسه اسراء صدور توقیع از حضرت حجت را از جمله دلایل وجود آن بزرگوار دانست و گفت: در استنباط احکام فقهی به توقیعات استناد می شود.

حجت الاسلام علی روح الهی، معاون موسسه اسراء پیرامون معنای لغوی کلمه توقیع به خبرنگار شبستان گفت: در کتب روایی، فقهی و تاریخی شیعه، قسمتی از مکتوبات ائمه اطهار (ع) به عنوان توقیعات آمده است و عمده آنها از لحاظ کیفیت و کمیت توقیعاتی است که از سوی امام زمان (عج) صادر شده است.

وی اظهار داشت: در کتاب الغیبه شیخ طوسی و جلد 51 بحارالانوار آمده است که در سال 312 هجري قمری از سوی حضرت بقیه الله در مورد گمراهی و انحراف ابن ابی عزاقر شلمغانی توقیعی صادر شد که ناظران عینی گفته اند، حضور مرکب آن تر بود و خشک نشده بود.

وی با اشاره به اینکه علمای شیعه در رشته های مختلف اعتقادی، فقهی و اخلاقی به توقیعات حضرت مهدی (عج) استناد و استدلال می کنند، بیان کرد: بعضی از علما اصل صدور توقیع را از آن حضرت، از جمله دلایل وجود شریف آن بزرگوار برشمرده اند.

وی افزود: مرحوم شیخ علی اکبر نهاوندی فرموده است: "تمامیت این توقیعات شریفه و مکتوبات منیفه چنانکه در اول رقم دوم از توقیعات ذکر کرده ام از جمله دلایل بر ثبوت و اثبات وجود فایض الجواد آن بزرگوار است زیرا که مکتوب و توقیع بدون کاتب و موقع بلکه مطلق اثر بدون موثر نشود و نشاید".

حجت الاسلام روح الهی اظهار داشت: در فقه نیز توقيعات را به منزله یک دلیل و حجت شرعی می شمارند و در استنباط احکام به آنها استناد می کنند که این کار با بررسی سند و ارزیابی راويان توقیع از جهت دیانت و وثاقت شروع می شود همان گونه که قاعده برخورد با هر حدیث و روایت همین است و پس از اطمینان یافتن از صحت سند بر آن اعتماد می کنند و به عنوان یک حدیث معتبر با آن مواجه می شوند و سپس دلالت آن را به بحث می گذرانند.

وی با اشاره به اینکه در چندین مورد راویان تصریح کرده اند که توقیعات مقدسه حضرت مهدی (عج) به دستخط شریف خود آن حضرت صادر می شده است، گفت: جمعی از بزرگان محدثین و وکلای آن حضرت با خط امام عصر (عج) آشنا بودند و آن را می شناختند و عبارت "فوقع بخط، بخط اعرفه، رایت التوقیع بخط" از کتاب تاریخ الغیبه دلیل این مطلب است.

دبیر مجله راه آورد نور اذعان داشت: در بعضی روایات که در جلد سوم کتاب مناقب آمده اشاره شده است که با توجه به اینکه در طول مدت نیابت نواب اربعه، این توقیعات به طور یکنواخت ظاهر می شد شیوه ای کاملا مطمئن برای یقین به صدور آنها از شخص امام (ع) بود و راه را برای افراد فرصت طلب و مغرض می بست که هرگز نتوانند نامه های جعلی به نام آن حضرت درست کنند و مردم را به وسیله آن فریب دهند.

وی با اشاره به اینکه معمولا بعضی از افراد معتمد توقیعات به خط امام (ع) را مشاهده می کردند، گفت: افرادی که توقیعات را مشاهده می کردند از روی آنها نسخه برداری و رونویس می کردند یا مضمون آنها را به ذهن می سپردند و بعضی از توقیعات را به اقتضای مصلحت در بین عموم شیعیان منتشر می کردند.
منبع:
http://www.shabestan.ir/newsdetail.asp?ewsid=86073012040841&code=18

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت

جدیدترین تحقيق درمورد آصف

تايپ: سجاد روح الهي

روستاي مزار با يك نام هميشه همراه بوده است (مقبره آصف) امّا وجود يك سند تاريخي مهّم براي اسبات اين مدعي هنوز پيدا نشده است و بنابراعتقادات مردمي اين مرقد يكي از اماكن مقدس روستا به شمار ميرود برسّي وتحقيقاتي بيشتر اهالي روستا هركدام بهنوعي انجام داده اند حاكي ازايناست كه وي فردي بزرگ بوده و

وجايگاه خاصي درميان مردم روستا داشته است0 به تعدادي ازاحتمالات اشاره ميكنيم0

1- پير : ملا  و مرشد اسماعيليان را مي گفته اند و منصبي است حوزه تصوف كه واسطه  مياغن مرشد ومريد ميباشد

2- آصف بن برخيا : وزير حضرت سليمان وبه علوم غريبه آشنايي داشته است  براي تولد و مرگ و تاريخ دقيقي در دسترس نيست اما براي وي آرامگاههايي در

تربت حيدريه-اصفهان و فلسطين ساخته شده است0

سندي مبني بر اينكه آصف برخيا در روستاي مزار دفن شده باشد نيست 0

3- آصف : به هر وزير خردمند و باهوش و كاردان وزيرك نيز گفته شدهاست0

 4-آصف جاه : ازالقاب بعضی از وزيران بزرگ نيز مي باشد0

5-آصف:  نام نوازنده اي در زمان داود نبي در سرزمين فلسطين بوده است0

6-آصف الدوله : پسر شجاع الدوله از اميران ونواب هندوستان بوده است شاعر و فيض آباد لكنهو بوده است 0 محل وفانش نامعلوم است تاريخ وفات 1212 ه ق

7-آصف خان: نام وزير جانگير پادشاه هندوستان بوده است او پسر ميرزا رفيع الدين بوده واصفهاني است0 در جواني به هندوستان داشته است 0

داراي ذوق شاعري بوده تاريخ وفات وي 1021 هجري قمري است0

8 - آصفي : از شعراي تيموري بوده است وفات 926 ه – ق وي خواجه نعمة الله

 بوده است0

9- خواجه نظام الملك توسي (ملغب به آصف ) :ابو علي حسن بن علي بن اسحاق

توسي 0 متولد نوغان از روستاهاي رادكان طوس بوده است وي در سال408 تا 410متولد شد و در سال 485هجري قمري توسط فداييان اسماعيلي وحيات كفنه است او فردي خير ونيكوكار بوده است0

10- آصف جم صفات: همان خواجه قوام الدين است كه در كتاب ((روضات الجنات در او صاف مدينه هرات )) نوشته معين الدين محمد زمحي اسفزاري با تصحيح وحواشي .

ادامه دارد ..........................

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

((مزار ايستاده در گذرگاه تاريخ با مرداني كه زمين و زمان مسخر ميكردند))

منبع : فصل نامه پيام آصف شماره يك سال 1381 با اصلاح و اضافات

از بخش بجستان  - ( شهرستان گناباد در استان خراسان رضوي) - و گورستان جديد اين شهر مي گذريم در امتداد جاده اي باريك و آسفالت بعد از پيمودن حدود 5 كيلومتر به روستاي مزار مي رسيم اين روستاي باستاني با جمعيت حدود 1500 نفر و مردمي صبور در دل كوير چشم هر بيننده اي را به خود جلب مي كند وجود عقايد منحصر به فرد روستايي وخانه هاي  كاه گلي گنبدي شكل كوچه هايي كه با باريكي خود غير قابل وصف هستند0 از اين  روستا جامعه اي سنتي ساخته است0

روستاي مزار در دل تاريخ جاي دارد دركتاب اي قديمي از اين روستا به نام  سلومد ويا سلامت نام برده اند

در كتاب معروف حدود عالم من المشرق الي المغرب در مورد مزار مي نويسند ان دهكده (سلومد) در سده چهارم اباد بو ده است ودر كتاب  المسالك والممالك  ان را سلومد ودرصور القيام (ابو زيد بلخي) ودر تاريخ سيستان سلامت نوشته اند

دراين كتاب آمده است(( خودمحل آب ندارد قبرستاني است قديمي كه باغ انگور يادي دارد)) كه اكنون به باغ سليمه معروف مشهور شده است

باتمام اين تفاسير اين روستا هنوز هم ناشناخته است0

وجود قلعه هاي قديمي وتاريخي به نام هاي(( صومعه وپير اصف))

ادامه دارد......................ا 

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

انقلاب حضرت مهدی(عج) استمرار انقلاب امام حسین(ع) است
 
 

    
 

برای مطالعه ادامه متن را کلیک کنید

منبع: http://www.shabestan.ir/newsdetail.asp?newsid=85110809330850&code=18
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

غدير پايه گذار حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) است
 
 

   
.

مهدویت: معاون پژوهشی موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج) غدیر را بسيج همه نيروهاى اسلامى در برابر دشمنان اسلام و پايه گذار حكومت مهدي (عج)دانست.

حجت الاسلام علی روح الهی، معاون پژوهشی موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج) در گفت و گو با خبرنگار شبستان غدير را نداى روشنى براى بسيج همه نيروهاى ملت اسلامى در سراسر گيتى و بهره گيرى از همه توان ها در برابر دشمنان ديرينه اسلام دانست و گفت: غدير پايه گذار حكومت جهانى حضرت مهدى است كه تحقق بخش آرمان همه پيامبران، صالحان و مستضعفان است.

برای مطالعه کامل مقاله ادامه مطالب را کلید کنید

منبع:
 http://www.shabestannews.com/newsdetail.asp?newsid=85101812374809&code=18

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

 
  کد خبر : 85101110162654     سرويس : مهدويت     زمان : 11:15   دوشنبه 11 دي  1385        
 
بسترسازي ظهور امام زمان (ع) در گرو تهذیب نفس جامعه است
 
 

   
.

 

http://www.shabestannews.com/newsdetail.asp?newsid=85101110162654&code=18

ادامه مطلب
نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |

يکی از مراسمی که در قديم در روستای مزار مرسوم بود
مراسم کُرّی است که پنجاه به نوروز و صد به غله (زمان برداشت جو و گندم ) برگزار می شد
اين مراسم در روز ۱۰ بهمن برگزار می شده 
و از جهاتی مانند چهار شنبه سوری است که مراسم پريدن از آتش را دارد و غيره .

دوستانی که در اين باره اطلاعاتی دارند به من ايمل بزنند و يا در قسمت نظر مطالب خود را بنويسند
با تشکر

نوشته شده توسط علي روح الهي  | لینک ثابت |