محرم
در روستاى مزار
بسم اللّه الرحمن الرحيم
باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
پيشگفتار
ياد و نام امام حسين( ع ) بر تارك همه زمانها و مكانها
انسان خلق شد خليفه اللّه و برترين مخلوقات خداوند بر روى زمين و دقيقاً از همان زمان در كنار تمام نيازهاى حياتى ومادى خويش انسان دريافت كه معبودى مىخواهد و معشوقى كه او را پرستش نمايد و سر بر آستان عبوديتش بسايداين نياز فطرى هر گاه كه انسانها به پيام آوران زمان خويش ايمان آورده و به وحدانيت اللّه معطرف شدند باعث هدايت و سعادت اقوام و قبايل مؤمن شد و
هر گاه كه غرق در ماديات و تجملات گرديدند آنان را به وادى توته پرستى و بت پرستى و سر انجام غفلت و نيستى و نابودى سوق داد انسانها در تمام طول تاريخ براى انجام مراسم دينى خود مكانهاى رفاهى راايجاد مىكردند ودر هر دوره از تاريخ طى مراسم خاصى آيينهاى مذهبى رابجا مىآوردند مكانهايى همانند: دير، صومعه، آتشكده، كليسا، مسجد و سر انجام حسينيه كه در دوره صفوى به عنوان عنصرى جديد به مراكز مذهبى و دينى جوامع مسلمان و شيعه اضافه شد
امروزه در هرگوشهاى از جهان كه شيعيان زندگى مىكنند در كنار مسجد حسينيهاى را مىتوان ديد، اهميت موضوع وقتى مشخص مىشود كه يك غير مسلمان، يك مسيحى، يهودى، هندو وغيره در دور افتادهترين شهرها و روستاها در هر گوشه از جهان مردمى و در حقيقت عاشقانى راببيند، كه چهارده قرن است براى شهادت و مظلوميت امام و معشوق خويش سوگوارند قطعا از خود خواهيد پرسيد كه حسينيه چيست ؟ حسين( ع ) كيست ؟ كربلا كجاست ؟ در محرم سال 61 دركربلا چه گذشت؟ ؟
واقعيت اين است كه پدران و گذشتگان ما هريك به سهم خود و در خور توانشان به اشكال مختلف، در غالب مرثيه، نوشته و مراسم و مناسك مختص ايام ماه محرم كاملترين و ملموسترين پاسخها رابراى اين سؤالات ارائه دادهاند وامروز برماست كه ادامه دهنده راه باشيم وبيش ازپيش در راه شناخت ائمه هدى( ع ) و شناساندن ايشان و عوامل و انگيزههاى قيامهاى خونين و مظلومانهاى همانند قيام كربلا بكوشيم
و اين تحقيق گوشهاى كوچك از مراسم عزادارى و بزرگداشت حماسه كربلا در روستاى مزار - بجستان از شهرستان گناباد مى باشد
و در پايان از تمامى سرورانى كه ما را در اين امر يارى كردند كمال تشكر را دارم، و اميدوارم كه مورد عنايت آقا ابى عبد اللّه الحسين( ع ) قرار گيرند
علي روح الهي تابستان 1378 شمسي
(تكيه بستن)
محل برگزارى روضه و تعزيه خوانى براى ائمه اطهار( ع ) را تكيه گويند لغت نامه دهخدا: ماده تكيه ص 886
مراسم
با آغاز ماه عزادارى امام حسين( ع ) عاشقان حسينى، از روز اول حسينيه را براى مراسم آماده مى كنند
اين مراسم در قديم شامل :
پوشيدن سقف حسينيه با چادرى بزرگ
پوشيدن ديوارها با قاليچه هاى كه مردم جهت متبرك شدن مى آورند
سياه پوش كردن درب وردى و ستون هاى داخلى حسينيه
اما امروزه اين مراسم - چون حسينيه گنجايش عزادران را ندارد - در محل مسجد برگزار مى گردد
***
(علَم بستن )
مراسمعلَم نشان لشكر است ؛ و علم بستن يعنى: «آماده شدن لشكر براى نبرد و پيروى از دستورات فرمانده»اين لفظ از دو كلمه عبرانى ترجمه شده است، يكى (نسّ) كه بمعنى چوبى است كه بر زير مشعل باشد و ديگرى (دجل) است بمعنى علم يا بيرق مى باشد قاموس كتاب مقدس: ص 618، دهخدا: ماده علم ص 27
لغت نامه دهخدا: ماده علم ص 28 و در عزادارى نيز ادامه دادن راه صاحب علم را گويند
هر علم از سه قسمت تشكيل شده است :
چوب بلندى باندازه 2 تا 6 متر
2 - طوق آهنى و گاه مسى و نقرهاى بشكل پنجه دست و يا اشكال ديگر كه در بالاى چوب قرار مى گيرد
پارچههايى كه بر سه قسم است:
الف) شلوارى: كه تمام چوب علم را پوشانده است
ب ) پيراهنى: كه از پارچههاى رنگارنگ و گرانقيمت مىباشد كه در زير طوق بسته مى شود
ج ) كمر بند: كه با آن پارچهها را به چوب علم مى بندند
اشعار
زهرا به محشر آيد با حوريان سيه پوش
پيراهن حسين را افكنده بر سر دوش
اى شيعه گر تو را هست عقل بصارت و هوش
آل حسين و اصحاب يكدم مكن فراموش
در كربلا گذر كن تا كشتهها ببينى
كز موج خون هر يك هر دم زمين زند جوش
در خون فتاده اكبر، ببريد از تنش سر
مشكين خطش چه عنبر نو رسته از بنا گوش
در حربگاه، قاسم در خاك خون فتاده
رنگ شفق نموده از خون هلال ابروش
كو طاقتى كه گويم حال عروس قاسم
كز خون شوهر خويش ماليده روى ابروش
اى شيعيان بگرييد بر بى كسيى عباس
كز جور تيغ اعداء افتاده دستش از دوش
شش ماهه طفل بى شير ببريده حلقش از تير
زان زخم تير بيداد لرزيدُ گشت خاموش
آه از حسين بر آمد چون ديد طفل خود را
چون جان به بر گرفتش بنهاده رو برويش
بردش به سوى خيمه گفتا به شهر بانو
طفلت ز آب كوثر شد اين زمان قدح نوش
چون ديد شهر بانو مذبوح طفل خود را
زد نعره وبيفتاد زين داغ گشته خاموش
گشته بخاك صد چاك چون گل فتاده بر خاك
آن تن كه داشت دائم خير النساء در آغوش
گر ما سيه بپوشيم زين واقعه عجب نيست
عيسى به چرخ چهارم نيلى قبا سيه پوش
خاموش شو (سليمى) كز شعر گريه خيزد
از كوه ناله بر خواست دلهاى سنگ زد جوش
***
(ذكر پاى علم )
مراسم
اين اشعار قبل از شروع مراسم عزادارى عصر، در روزهاى هفتم، هشتم، نهم و دهم محرم، در كنار علمها خوانده مىشود، در اين مراسم عزاداران در حالى كه دست خود را به نشان بيعت به علمها گذاشتهاند به طور دسته جمعى هم خوانى مىكنند
اشعار
آبش نمىدهند و لب تشنه مىكشند در دشت كربلا
اين ظلم را جواب چه روز جزا دهند فرياد از اين عزا
خير النساء شبى به عزادارى حسين در دشت كربلا
آمد به كربلا پى غم خارى حسين فرياد از اين عزا
بوى حسين را زِ زمين بلا شنيد در دشت كربلا
پيراهن از مصيبت فرزند خود دريد فرياد از اين عزا
گفت: اى زمين كربُبلا كو حسين من در دشت كربلا
آن تشنه به دشت بلا نور عين من فرياد از اين عزا
گفتا جواب فاطمه آن خاك پُر زِ شَيْن در دشت كربلا
اى دختر رسول خدا مادر حسين فرياد از اين عزا
آن دم كه نور ديده حسينت زِ زين فتاد در دشت كربلا
زخمش هزار و نهصد و پنجاه بود زياد فرياد از اين عزا
مادر نبود و تا كه بگيرد عزاى او در دشت كربلا
خون گريه مىكند به خدا زخمهاى او فرياد از اين عزا
آيا كدام دوستُ تنش را حفاظُ كرد در دشت كربلا
آيا كدام شيعه به نعشش نمازُ كرد فرياد از اين عزا
***
يا ام يا امام يا ام يا امام
يا امام شهيد يا امام شهيد
يا امام عزيز يا امام عزيز
يا امام مظلوم يا امام مظلوم
يا امام بى كس يا امام بى كس
يا ام مقتول يا ام مقتول
يا ام عطشان يا ام عطشان
(نوحه خوانى حسن حسين)
مراسم
اين نوحه خوانى آخرين مراسم عزادارى در شب هاى هشتم نهم، دهم و يازدهم محرم برگزار مى گردد
مراسم با گفتن (حسن حسين) شروع مى شود، و افراد دائرهوار در حالى كه دست چپ خود را بر شانه فرد سمت چپ گذاشته و با دست راست سينه مى زنند، و با گفتن «حسن» بسمت راست حركت مى كنند و با گفتن «حسين» به وسط دائره جمع مى شوند، در حالى كه يك نفر در وسط جمعيت بيرقى را مىچرخاند
و چند دور كه زدند، يك نفر اشعارى بنام «چاووشى» مىخواند، و با دو مرتبه چاووشى كردند، يكى از مداحان اشعارى بنام «حيدر حيدر» مى خواند و مراسم پايان مىيابد
اشعار چاووشى
آه از دمى كه بست سليمان كربلا
بار سفر به سمت بيابان كربلا
مىريخت اشك حسرت مىگفت الفراغ
ما را زمانه خوانده به مهمان كربلا
بلند بگو و مترس ازاين كلام بابركات
كه بر حبيب خدا ختم انبياء صلوات
*********
كشتى شكست خورده به طوفانكربلا
در خاك و خون فتاده به ميدان كربلا
گر چشم روزگار بر او فاش مىگريست
خون مىگذشت از ايوان كربلا
بار الها نشود لال به هنگام ممات
هر زبانى كه فرستد به محمد صلوات
اشعار
حسن حسين، حسن حسين
حسين جان، حسين جان، حسينم
حيدر حيدر حيدر
يا ساقى كوثر
حيدر كنم تا عرصه محشر
حيدر حيدر حيدر
اى شيعيان سينه زنيد يكسر
حيدر حيدر حيدر
در ماتم فرزند پيغمبر
حيدر حيدر حيدر
از خون حنا بر كف نهاده قاسم مضطر
حيدر حيدر حيدر
در دشت و ميدان بلا تنها علىاكبر
حيدر حيدر حيدر
حيدر حيدر حيدر
يا ساقى كوثر
على على على يا على
حسين حسين حسين يا حسين
اشعار حسن حسين ويژه شام غريبان:
اى زمين كربلا سويت شتابان آمدم
بهر قربان آمدم بهر قربان آمدم
اى زمين كربلا سويت شتابان آمدم
خود نه تنها اى زمين با اين جوانان آمدم
اى زمين كربلا خود نامدم در اين زمين
نامهها بنوشتهاندى تا اين سان آمدم
اى زمين كربلا اين اكبرم اين اصغرم
اى زمين كربلا عباسُ عونُ جعفرم
اين جوانان بنى هاشم به ميدان آمدند
بهر قربان آمدند، بهر قربان آمدند
اى زمين كربلا اين اصغر شيرين زبان
كودك شش ماههام بالب عطشان آمدم
اى زمين كربلا قاسم گل باغ حسن
بهر يارى حسين با چشم گريان آمدم
اى زمين كربلا فخر دو عالم زينب است
زينبم دراين زمين گيسو پريشان آمدم
زينبم خواهر بيا تا بر تو گويم زين سفر
گوئيا خواهر دگر عمرم به پايان آمده است
( صبح رو سياه )
عزاداران حسينى كه شب عاشورا را تا به صبح به نوحه سرائى و سينه زنى مشغولند، يك ساعت به اذان صبح وضو گرفته، و دسته جمعى اشعارى بنام «صبح رو سياه» را مىخوانند
اين اشعار خطاب به شب عاشوراى سال 61 ه' ق مى باشد
اشعار
امشب جهان ز بهر حسين پر عزا بود
فردا فغان و ولوله در كربلا بود
امشب شب وصيت سلطان كربلاست
فردا سكينه از پدر خود جدا بود
امشب كند حسينِ على، جمله را وداع
فردا شهيد خنجر شمر و دغا بود
امشب شب وداع يتيمان فاطمه
فردا ز تيغ كين سر ز بدنها جدا بود
امشب نكاح حضرت قاسم كند حسين
فردا گلو بريده بر مصطفى بود
امشب همان شب است، كه زينب به ناله گفت
فردا بر اهلبيت رسالت چههابود
امشب همان شب است كه مىگفت عابدين
فردا چه ظلمها كه بر آل عبا بود
امشب بپاست خيمه سلطان كربلا
فردا جور باد مخالف تبا بود
امشب مقيم به كربلا گشته جبرئيل
فردا فغان كنان ببر كبريا بود
امشب فغان و ولوله در هفت آسمان
فردا فغان وناله خير النساء بود
خاموش شو (نسيم) كه ترسم ز شعر تو
روى زمين ز اشك ملائك بُكاء بود
اى صبح رو سياه، به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
اى كاش سرنگون شدى اى چرخ كج مدار
آندم كه شد حسينِ على، تشنه لب شهيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
بنگر چها رسيد بر اولاد آن امام
از ظلم كوفه و شمر آن سگ پليد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
كردندُ تشنه لب همه را سر ز تن جدا
آن قوم رو سياه به فرموده يزيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
زد چاكُ جامه در بر خود فاطمه زغم
وقتى كه شمر راس حسينش زتن بريد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
اى چرخ دگر گردش تو در اين دهر كى رواست
زيرا حسين مى شود از دهر نااميد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
جبرئيل سر برهنه بيامد به كربلا
آندم كه اين حديث به هر دست او رسيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
طوبى خميده گشت قدش، از غم حسين
چون اين خبر زخادم فردوس در رسيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
چون سرو ناز پرور زهرا شهيد شد
هفت آسمان گرفت و در آن دم زمين تپيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
چون دست آن لعين به گلوى حسين رسيد
روح الامين ز غصه گريبان غم دريد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
حوران تمام كرده بِبر جامه سياه
روزى كه گشت آن واقعه كربلا پديد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
عيسى زبام چرخ چهارم عروج كرد
وقتى كه مرغ روح شهيد شد ز تن جدا
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
آه از دمى كه از فرس افتاد آن جناب
آه از دمى كه خنجر كين، شمر در كشيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
بنشت روى سينهِ آن شاه كم سپاه
حلقوم ناز پرور او را ز تن بريد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
لرزيد عرشُ كرسىُ عالم سياه شد
از ظلم كوفيانُ ستم كارى يزيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
كردند قدسيان همگى چاك جامه را
آندم كه تشنه كام حسين، زهر غم چشيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
خاموش (محتشم) كه دل سنگ آب شد
مرغ هوا و ماهى دريا، كباب شد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
*********
(علَم باز كردن)
مراسم
بعد از ظهر روز عاشورا، به نشان شهادت امام حسين( ع ) و يارانش تمامى علمها باز مى شوند
در اين مراسم، روحانى مجلس، بعد از باز گو كردن واقعه عاشورا و بيان شهادت امام حسين( ع ) اشعار ذيل را در حالى كه تمامى عزادارن در حزن و اندوه و گريه هستند، مىخواند
و علَمها را كه در وسط مجلس بحالت ايستاده بودند، بر زمين مىاندازند، و لباسهاى آنها را بيرون مى آورند
در اين مراسم علم سياهپوش باحترام امام(ع) فقط طوق آن باز مى شود
اشعار
نه ذو الجناح دگر تاب استقامت داشت
نه شاه تشنه لبان بر جدال طاقت داشت
هوا ز جور مخالف چه قير و گون گرديد
عزيز فاطمه (س) از اسب سرنگون گرديد
بلند مرتبه شاهى ز صدر زين اُفتاد
اگر غلط نكنم عرش بر زمين افتاد

