بسم الله الرحمن الرحيم
اي قله استوار گُرگُو
شاعر : مهدي ضيايي
منبع: ويژه نامه روزنامه قدس آذر ماه 86
اي قله استوار ، گُرگُو
اي شاخصه مزار گُرگُو
ايستاده ميان اين ولايت
با هيبت شاهوار ، گُرگُو
بر صفحه ي روزگار هستي
بي شبهه تو شاهكار ، گُرگُو
در رنگ و شمايلي دماوند
از زاويه ي مزار ، گُرگُو
پايين تنه گرم و آفتابي
بالا تنه برف بار ، گُرگُو
بودست نه در زمانه اي دور
در تو همه گون شكار ، گُرگُو
اي ديده هزار گونه مردم
پير همه روزگار ، گُرگُو
از نسل نخست خلقتي تو
تا حال به يادگار ، گُرگُو
از توست هر آنچه هست اينجا
ژرف و خوشي بهار ، گُرگُو
هر فصل به گونه اي دگُرگُون
زيبايي و نو نوار ، گُرگُو
اي خال رخ زمين كه هستي
با جذبه ي بي شمار ، گُرگُو
كوهي است به بند باغ مشهور
بر پاي گپت سوار ، گُرگُو
از لطف گرفته اي پدروار
آن كوه تو در كنار ، گُرگُو
با هيبت و با صلابتي تو
چون رستم كارزار ، گُرگُو
پيرامن توست چشمه چشمه
چون چشمه ي چشم يار ، گُرگُو
تو طور مقدسي و در توست
در جلوه رخ نگار ، گُرگُو
تو معني بودني در اينجا
تاريخي و راز دار ، گُرگُو
تو روح گذشت قرن هايي
اي پير سخن گزار ، گُرگُو
پا برده به خاك و سر بر افلاك
اي دولت ماندگار ، گُرگُو
در وصف تو گشت شعر «صادق»
چون حله ي زرنگار ، گُرگُو
مانا و سترگ باشي اي كوه
ديّار در اين ديار ، گُرگُو

